RT منوتو: کاهش قیمت بنزین در آمریکا فقط یک خبر اقتصادی نیست، می‌تواند نشانه‌ای از ام...

RT منوتو
کاهش قیمت بنزین در آمریکا فقط یک خبر اقتصادی نیست، می‌تواند نشانه‌ای از امید بازارها به کاهش تنش و ادامه مذاکرات باشد.

اما در حالی که واشنگتن ممکن است برای حفظ ثبات بازار انرژی انگیزه بیشتری پیدا کرده باشد، تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد جمهوری اسلامی بارها فرصت‌های کاهش بحران را از بین برده است. >>>

RT @manototv: در تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران، تفاوت مهمی میان سه چیز وجود دارد، فشار ...

RT @manototv: در تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران، تفاوت مهمی میان سه چیز وجود دارد، فشار بر جمهوری اسلامی، حمایت لفظی از مردم ایران، و تعهد…

RT منوتو: در تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران، تفاوت مهمی میان سه چیز وجود دارد، فشار...

RT منوتو
در تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران، تفاوت مهمی میان سه چیز وجود دارد، فشار بر جمهوری اسلامی، حمایت لفظی از مردم ایران، و تعهد به تغییر سیاسی در ایران. این سه مفهوم گاهی در فضای رسانه‌ای یکی گرفته می‌شوند، اما در عمل یکسان نیستند.

در دو دهه گذشته، واشینگتن گاهی درباره رفتن رژیم‌ها و تغییر سیاسی در خاورمیانه با صراحت حرف زده است. در دوره‌هایی، این زبان فقط فشار دیپلماتیک نبود، بلکه آشکارا با ایده تغییر حکومت‌ها، آزادی‌سازی منطقه و بازسازی نظم سیاسی پیوند داشت. >>>

RT منوتو: موساد، جمهوری اسلامی و مردمی که همه را غافلگیر کردند؛ «ما با ایران کارمان ...

RT منوتو
موساد، جمهوری اسلامی و مردمی که همه را غافلگیر کردند؛
«ما با ایران کارمان تمام نشده؛ تازه شروع کرده‌ایم.»

این جمله‌ای است که در گزارش تازه روزنامه اسرائیلی «اسرائیل‌هیوم» از زبان یک مقام پیشین موساد نقل شده است؛ گزارشی درباره شاخه‌ای پنهان در موساد که به گفته این رسانه، مأموریت آن فقط جمع‌آوری اطلاعات نبود، بلکه عملیات اثرگذاری، جنگ روانی و در نهایت کمک به سرنگونی جمهوری اسلامی بود.
اسرائیل‌هیوم می‌نویسد پس از انتصاب دیوید بارنئا به ریاست موساد، در سال ۲۰۲۱ شاخه‌ای تازه برای عملیات اثرگذاری شکل گرفت؛ شاخه‌ای که مسئول آن تنها با حرف «O» معرفی شده و می‌گوید در گذشته حتی گفتن عبارت «تغییر رژیم» در موساد دشوار بود، اما در سال‌های اخیر سرنگونی رژیم ایران به یکی از مأموریت‌های محوری این سازمان تبدیل شد.

این گزارش را نباید فقط یک روایت خبری دانست. اسرائیل‌هیوم رسانه‌ای نزدیک به جریان راست اسرائیل است و متن آن بر پایه روایت مقام‌های پیشین و فعلی موساد نوشته شده است. بنابراین با گزارشی روبه‌رو هستیم که هم‌زمان خبر، روایت امنیتی، پیام سیاسی و بخشی از جنگ روایت‌هاست.

بر اساس این گزارش، مأموریت شاخه اثرگذاری فقط عملیات روانی سنتی نبود. موساد تلاش کرد افکار عمومی ایران، روندهای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، نظرسنجی‌ها و احساسات جامعه را مطالعه کند؛ چیزی شبیه کاری که یک ستاد انتخاباتی برای شناخت رأی‌دهندگان انجام می‌دهد. بارنئا این توانایی را «سلاحی نامتعارف» توصیف کرده بود.

یکی از نمونه‌هایی که گزارش مطرح می‌کند، پرونده رستم قاسمی است. اسرائیل‌هیوم ادعا می‌کند موساد از سال ۲۰۱۱ تصویری خصوصی از او در اختیار داشت؛ تصویری از سفر او به مالزی، در کنار زنی بی‌حجاب که همسرش نبود. این تصویر در آبان ۱۴۰۱ و در اوج اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا امینی منتشر شد. به روایت گزارش، هدف فقط افشاگری نبود؛ بلکه ضربه زدن به اعتبار یکی از چهره‌های حکومت و تشدید فشار افکار عمومی بود.
راوی گزارش می‌گوید این روش در گذشته در موساد رایج نبود. به گفته او، موساد معمولاً با حذف فیزیکی افراد شناخته می‌شد، اما افشای یک راز شرم‌آور گاهی «ارزان‌تر و ساده‌تر» از ترور است و می‌تواند باعث کنار رفتن یک مقام از حلقه قدرت شود.

بخش دیگری از گزارش درباره چیزی است که اسرائیل‌هیوم آن را «ماشین سم‌پاشی» می‌نامد؛ شبکه‌ای از حساب‌های جعلی، عملیات رسانه‌ای، انتشار هدفمند اطلاعات، ارتباط با اینفلوئنسرها و حتی ساخت اینفلوئنسرهای مصنوعی با هوش مصنوعی برای اثرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران.

گزارش همچنین به نقل از ایران‌اینترنشنال می‌نویسد در جریان حملات، برخی کانال‌های رسمی تلویزیون جمهوری اسلامی هک شدند و سخنرانی‌های دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و رضا پهلوی، با پیام تشویق مردم به حضور در خیابان‌ها، روی آنتن رفت. این بخش باید با احتیاط خوانده شود، چون اسرائیل‌هیوم خود این روایت را به ایران‌اینترنشنال نسبت می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، توضیح درباره انتشار تصاویر مأموران موساد در داخل ایران است. این تصاویر در نگاه اول می‌توانستند تبلیغات برای نمایش قدرت موساد به نظر برسند، اما راوی گزارش می‌گوید هدف اصلی چیز دیگری بود: تخریب «مکانیزم ترس» جمهوری اسلامی. به گفته او، حکومت با نمایش محاکمه‌های تلویزیونی، معرفی شهروندان عادی به عنوان «جاسوس اسرائیل» و ساختن تصویر یک نظام همه‌چیزدان، جامعه را از اعتراض می‌ترساند. انتشار تصاویر نفوذ در خاک ایران، از نگاه موساد، برای شکستن همین تصویر بود.

اما گزارش فقط درباره جنگ روانی نیست. اسرائیل‌هیوم مدعی است شاخه عملیاتی موساد ده‌ها هسته از نیروهای غیراسرائیلی را در داخل ایران فعال کرده بود؛ نیروهایی که به گفته گزارش، در حمله به سامانه‌های پدافندی و پرتابگرهای موشکی نقش داشتند.

در بخش دیگری، گزارش مدعی می‌شود طرح موساد برای سرنگونی رژیم شامل بسته‌ای از مأموریت‌های عملیاتی، و همچنین آموزش و تسلیح نیروهای کرد در داخل ایران و مناطق مرزی بوده است. خود گزارش اضافه می‌کند که همه بخش‌های این طرح از سوی سطح سیاسی اسرائیل تأیید نشد.

نکته مهم دیگر، زاویه آمریکاست. اسرائیل‌هیوم می‌نویسد سیا از طرح موساد آگاه بود، از آن حمایت می‌کرد، و به بارنئا کمک کرد دونالد ترامپ را متقاعد کند. طبق همین روایت، موساد معتقد بود ترکیب عملیات اثرگذاری، حملات هوایی اسرائیل و آمریکا، و فشار اقتصادی می‌تواند به نتیجه‌ای دراماتیک منجر شود: سرنگونی رژیم ایران.

اما اینجا نقطه مهم ماجراست: رژیم سقوط نکرد.
خود اسرائیل‌هیوم تصریح می‌کند که جمهوری اسلامی تا زمان انتشار گزارش هنوز سقوط نکرده بود و همین موضوع انتقادهای تندی از موساد و شخص بارنئا به دنبال داشت. برخی منتقدان حتی از آن به عنوان «شکستی باشکوه» یاد کرده‌اند. در مقابل، مقام‌های موساد می‌گویند هرگز وعده نداده بودند که رژیم در همان جنگ سقوط کند.

بر اساس گزارش، منابع نزدیک به بارنئا اکنون می‌گویند او معتقد است اگر ترامپ توافقی امضا نکند که به اقتصاد جمهوری اسلامی فرصت ترمیم بدهد، و فشار بر کشور ادامه پیدا کند، رژیم تا پایان سال ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد. یعنی ادعای اولیه درباره سرنگونی، اکنون به یک سناریوی مشروط تبدیل شده است: نه سقوط فوری، بلکه سقوط احتمالی در صورت ادامه فشار.

همین بخش، گزارش را از یک روایت پیروزمندانه امنیتی به چیزی پیچیده‌تر تبدیل می‌کند. از یک سو، اسرائیل‌هیوم تصویری از موسادی ارائه می‌دهد که وارد جنگ روایت‌ها، رسانه، افکار عمومی و حتی پروژه تغییر رژیم شده است. از سوی دیگر، خود گزارش نشان می‌دهد که این پروژه هنوز به نتیجه نهایی نرسیده و حتی در داخل ساختار امنیتی اسرائیل با نقد و تردید روبه‌رو شده است.

اما شاید مهم‌ترین بخش گزارش جایی است که خود راویان اسرائیلی به یک حقیقت مهم اعتراف می‌کنند: همه چیز تحت کنترل آنها نبود.
اسرائیل‌هیوم می‌نویسد موساد بیشتر روی مخاطبان جوان و حامیان رضا پهلوی تمرکز کرده بود، اما اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از بازار تهران آغاز شد؛ از جایی که حتی برای آنها غیرمنتظره بود. یکی از منابع گزارش می‌گوید: «ما هیچ ارتباطی با آن نداشتیم.»

این جمله، شاید از همه ادعاهای عملیاتی گزارش مهم‌تر باشد.
پس از سال‌ها عملیات، نفوذ، محاسبه، جنگ روانی، فشار نظامی، فشار اقتصادی و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی، این خود مردم ایران بودند که همه را غافلگیر کردند.

نه موساد، نه دولت‌های خارجی، و نه حتی جمهوری اسلامی، نتوانستند لحظه خیزش مردم را پیش‌بینی کنند.

این مرز مهمی است که نباید گم شود: وجود عملیات خارجی، اگر درست باشد، به این معنا نیست که خشم مردم ایران ساختگی است. ریشه اعتراضات در خود جمهوری اسلامی است؛ در سرکوب، فساد، فقر، تحقیر، تبعیض و سال‌ها بی‌اعتنایی به زندگی مردم.

جمهوری اسلامی سال‌هاست هر نارضایتی واقعی را به «دست خارجی» نسبت می‌دهد. گزارش‌هایی از این جنس می‌تواند برای دستگاه تبلیغاتی حکومت خوراک تازه‌ای فراهم کند. اما حتی در همین گزارش، نکته اصلی چیز دیگری است: بزرگ‌ترین لحظه اعتراضی از جایی آمد که موساد پیش‌بینی نکرده بود.

و این یعنی جامعه ایران، برخلاف تصور حکومت و حتی برخلاف محاسبات قدرت‌های خارجی، هنوز نیرویی زنده، مستقل و غیرقابل پیش‌بینی است.
موساد شاید عملیات طراحی کند. دولت‌ها شاید فشار بیاورند. رسانه‌ها شاید روایت بسازند. اما لحظه‌ای که مردم تصمیم می‌گیرند ترس را کنار بگذارند، از هیچ اتاق عملیاتی بیرون نمی‌آید. از دل جامعه می‌آید.

RT منوتو: موساد، جمهوری اسلامی و مردمی که همه را غافلگیر کردند؛ «ما با ایران کارمان ...

RT منوتو
موساد، جمهوری اسلامی و مردمی که همه را غافلگیر کردند؛
«ما با ایران کارمان تمام نشده؛ تازه شروع کرده‌ایم.»

این جمله‌ای است که در گزارش تازه روزنامه اسرائیلی «اسرائیل‌هیوم» از زبان یک مقام پیشین موساد نقل شده است؛ گزارشی درباره شاخه‌ای پنهان در موساد که به گفته این رسانه، مأموریت آن فقط جمع‌آوری اطلاعات نبود، بلکه عملیات اثرگذاری، جنگ روانی و در نهایت کمک به سرنگونی جمهوری اسلامی بود.
اسرائیل‌هیوم می‌نویسد پس از انتصاب دیوید بارنئا به ریاست موساد، در سال ۲۰۲۱ شاخه‌ای تازه برای عملیات اثرگذاری شکل گرفت؛ شاخه‌ای که مسئول آن تنها با حرف «O» معرفی شده و می‌گوید در گذشته حتی گفتن عبارت «تغییر رژیم» در موساد دشوار بود، اما در سال‌های اخیر سرنگونی رژیم ایران به یکی از مأموریت‌های محوری این سازمان تبدیل شد.

این گزارش را نباید فقط یک روایت خبری دانست. اسرائیل‌هیوم رسانه‌ای نزدیک به جریان راست اسرائیل است و متن آن بر پایه روایت مقام‌های پیشین و فعلی موساد نوشته شده است. بنابراین با گزارشی روبه‌رو هستیم که هم‌زمان خبر، روایت امنیتی، پیام سیاسی و بخشی از جنگ روایت‌هاست.

بر اساس این گزارش، مأموریت شاخه اثرگذاری فقط عملیات روانی سنتی نبود. موساد تلاش کرد افکار عمومی ایران، روندهای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، نظرسنجی‌ها و احساسات جامعه را مطالعه کند؛ چیزی شبیه کاری که یک ستاد انتخاباتی برای شناخت رأی‌دهندگان انجام می‌دهد. بارنئا این توانایی را «سلاحی نامتعارف» توصیف کرده بود.

یکی از نمونه‌هایی که گزارش مطرح می‌کند، پرونده رستم قاسمی است. اسرائیل‌هیوم ادعا می‌کند موساد از سال ۲۰۱۱ تصویری خصوصی از او در اختیار داشت؛ تصویری از سفر او به مالزی، در کنار زنی بی‌حجاب که همسرش نبود. این تصویر در آبان ۱۴۰۱ و در اوج اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا امینی منتشر شد. به روایت گزارش، هدف فقط افشاگری نبود؛ بلکه ضربه زدن به اعتبار یکی از چهره‌های حکومت و تشدید فشار افکار عمومی بود.
راوی گزارش می‌گوید این روش در گذشته در موساد رایج نبود. به گفته او، موساد معمولاً با حذف فیزیکی افراد شناخته می‌شد، اما افشای یک راز شرم‌آور گاهی «ارزان‌تر و ساده‌تر» از ترور است و می‌تواند باعث کنار رفتن یک مقام از حلقه قدرت شود.

بخش دیگری از گزارش درباره چیزی است که اسرائیل‌هیوم آن را «ماشین سم‌پاشی» می‌نامد؛ شبکه‌ای از حساب‌های جعلی، عملیات رسانه‌ای، انتشار هدفمند اطلاعات، ارتباط با اینفلوئنسرها و حتی ساخت اینفلوئنسرهای مصنوعی با هوش مصنوعی برای اثرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران.

گزارش همچنین به نقل از ایران‌اینترنشنال می‌نویسد در جریان حملات، برخی کانال‌های رسمی تلویزیون جمهوری اسلامی هک شدند و سخنرانی‌های دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و رضا پهلوی، با پیام تشویق مردم به حضور در خیابان‌ها، روی آنتن رفت. این بخش باید با احتیاط خوانده شود، چون اسرائیل‌هیوم خود این روایت را به ایران‌اینترنشنال نسبت می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، توضیح درباره انتشار تصاویر مأموران موساد در داخل ایران است. این تصاویر در نگاه اول می‌توانستند تبلیغات برای نمایش قدرت موساد به نظر برسند، اما راوی گزارش می‌گوید هدف اصلی چیز دیگری بود: تخریب «مکانیزم ترس» جمهوری اسلامی. به گفته او، حکومت با نمایش محاکمه‌های تلویزیونی، معرفی شهروندان عادی به عنوان «جاسوس اسرائیل» و ساختن تصویر یک نظام همه‌چیزدان، جامعه را از اعتراض می‌ترساند. انتشار تصاویر نفوذ در خاک ایران، از نگاه موساد، برای شکستن همین تصویر بود.

اما گزارش فقط درباره جنگ روانی نیست. اسرائیل‌هیوم مدعی است شاخه عملیاتی موساد ده‌ها هسته از نیروهای غیراسرائیلی را در داخل ایران فعال کرده بود؛ نیروهایی که به گفته گزارش، در حمله به سامانه‌های پدافندی و پرتابگرهای موشکی نقش داشتند.

در بخش دیگری، گزارش مدعی می‌شود طرح موساد برای سرنگونی رژیم شامل بسته‌ای از مأموریت‌های عملیاتی، و همچنین آموزش و تسلیح نیروهای کرد در داخل ایران و مناطق مرزی بوده است. خود گزارش اضافه می‌کند که همه بخش‌های این طرح از سوی سطح سیاسی اسرائیل تأیید نشد.

نکته مهم دیگر، زاویه آمریکاست. اسرائیل‌هیوم می‌نویسد سیا از طرح موساد آگاه بود، از آن حمایت می‌کرد، و به بارنئا کمک کرد دونالد ترامپ را متقاعد کند. طبق همین روایت، موساد معتقد بود ترکیب عملیات اثرگذاری، حملات هوایی اسرائیل و آمریکا، و فشار اقتصادی می‌تواند به نتیجه‌ای دراماتیک منجر شود: سرنگونی رژیم ایران.

اما اینجا نقطه مهم ماجراست: رژیم سقوط نکرد.
خود اسرائیل‌هیوم تصریح می‌کند که جمهوری اسلامی تا زمان انتشار گزارش هنوز سقوط نکرده بود و همین موضوع انتقادهای تندی از موساد و شخص بارنئا به دنبال داشت. برخی منتقدان حتی از آن به عنوان «شکستی باشکوه» یاد کرده‌اند. در مقابل، مقام‌های موساد می‌گویند هرگز وعده نداده بودند که رژیم در همان جنگ سقوط کند.

بر اساس گزارش، منابع نزدیک به بارنئا اکنون می‌گویند او معتقد است اگر ترامپ توافقی امضا نکند که به اقتصاد جمهوری اسلامی فرصت ترمیم بدهد، و فشار بر کشور ادامه پیدا کند، رژیم تا پایان سال ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد. یعنی ادعای اولیه درباره سرنگونی، اکنون به یک سناریوی مشروط تبدیل شده است: نه سقوط فوری، بلکه سقوط احتمالی در صورت ادامه فشار.

همین بخش، گزارش را از یک روایت پیروزمندانه امنیتی به چیزی پیچیده‌تر تبدیل می‌کند. از یک سو، اسرائیل‌هیوم تصویری از موسادی ارائه می‌دهد که وارد جنگ روایت‌ها، رسانه، افکار عمومی و حتی پروژه تغییر رژیم شده است. از سوی دیگر، خود گزارش نشان می‌دهد که این پروژه هنوز به نتیجه نهایی نرسیده و حتی در داخل ساختار امنیتی اسرائیل با نقد و تردید روبه‌رو شده است.

اما شاید مهم‌ترین بخش گزارش جایی است که خود راویان اسرائیلی به یک حقیقت مهم اعتراف می‌کنند: همه چیز تحت کنترل آنها نبود.
اسرائیل‌هیوم می‌نویسد موساد بیشتر روی مخاطبان جوان و حامیان رضا پهلوی تمرکز کرده بود، اما اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از بازار تهران آغاز شد؛ از جایی که حتی برای آنها غیرمنتظره بود. یکی از منابع گزارش می‌گوید: «ما هیچ ارتباطی با آن نداشتیم.»

این جمله، شاید از همه ادعاهای عملیاتی گزارش مهم‌تر باشد.
پس از سال‌ها عملیات، نفوذ، محاسبه، جنگ روانی، فشار نظامی، فشار اقتصادی و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی، این خود مردم ایران بودند که همه را غافلگیر کردند.

نه موساد، نه دولت‌های خارجی، و نه حتی جمهوری اسلامی، نتوانستند لحظه خیزش مردم را پیش‌بینی کنند.

این مرز مهمی است که نباید گم شود: وجود عملیات خارجی، اگر درست باشد، به این معنا نیست که خشم مردم ایران ساختگی است. ریشه اعتراضات در خود جمهوری اسلامی است؛ در سرکوب، فساد، فقر، تحقیر، تبعیض و سال‌ها بی‌اعتنایی به زندگی مردم.

جمهوری اسلامی سال‌هاست هر نارضایتی واقعی را به «دست خارجی» نسبت می‌دهد. گزارش‌هایی از این جنس می‌تواند برای دستگاه تبلیغاتی حکومت خوراک تازه‌ای فراهم کند. اما حتی در همین گزارش، نکته اصلی چیز دیگری است: بزرگ‌ترین لحظه اعتراضی از جایی آمد که موساد پیش‌بینی نکرده بود.

و این یعنی جامعه ایران، برخلاف تصور حکومت و حتی برخلاف محاسبات قدرت‌های خارجی، هنوز نیرویی زنده، مستقل و غیرقابل پیش‌بینی است.
موساد شاید عملیات طراحی کند. دولت‌ها شاید فشار بیاورند. رسانه‌ها شاید روایت بسازند. اما لحظه‌ای که مردم تصمیم می‌گیرند ترس را کنار بگذارند، از هیچ اتاق عملیاتی بیرون نمی‌آید. از دل جامعه می‌آید.

I was pleased to be in Odessa for the Black Sea Security Forum to discuss the common enemy that Ukraine, Iran, and the free world face: the axis of ch...

I was pleased to be in Odessa for the Black Sea Security Forum to discuss the common enemy that Ukraine, Iran, and the free world face: the axis of chaos.

A sovereign Ukraine and a free Iran will replace chaos with peace for our regions and the world.

My keynote remarks:


Reza Pahlavi Communications: نسخه کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی دریای سیاه، با زیرنویس فارسی

اودسا - اوکراین
شنبه ۹ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵

RT Reza Pahlavi Communications: نسخه کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی دریای سیاه، ب...

RT Reza Pahlavi Communications
نسخه کامل سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی دریای سیاه، با زیرنویس فارسی

اودسا - اوکراین
شنبه ۹ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵

RT منوتو: وقتی بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس در برابر ایران موضع تند می‌گیرند، عم...

RT منوتو
وقتی بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس در برابر ایران موضع تند می‌گیرند، عمان معمولاً راه دیگری می‌رود: نه قطع رابطه، نه هیاهوی سیاسی، نه ائتلاف تهاجمی. اما چرا مسقط اغلب نقش میانجی را انتخاب می‌کند و رابطه‌اش با تهران را حفظ می‌کند؟
پاسخ را باید در حافظه تاریخی عمان جست‌وجو کرد.

RT منوتو: وقتی بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس در برابر ایران موضع تند می‌گیرند، عم...

RT منوتو
وقتی بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس در برابر ایران موضع تند می‌گیرند، عمان معمولاً راه دیگری می‌رود: نه قطع رابطه، نه هیاهوی سیاسی، نه ائتلاف تهاجمی. اما چرا مسقط اغلب نقش میانجی را انتخاب می‌کند و رابطه‌اش با تهران را حفظ می‌کند؟
پاسخ را باید در حافظه تاریخی عمان جست‌وجو کرد.

RT منوتو: سالگرد سفر تاریخی رضاشاه به ترکیه

RT منوتو
سالگرد سفر تاریخی رضاشاه به ترکیه

RT منوتو: سالگرد سفر تاریخی رضاشاه به ترکیه

RT منوتو
سالگرد سفر تاریخی رضاشاه به ترکیه

RT @manototv: سخنان محمود جعفریان، معاون سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و قائم‌مقام دب...

RT @manototv: سخنان محمود جعفریان، معاون سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و قائم‌مقام دبیرکل حزب رستاخیز، درباره ایران‌دوستی undefined…

RT منوتو: سخنان محمود جعفریان، معاون سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و قائم‌مقام دب...

RT منوتو
سخنان محمود جعفریان، معاون سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و قائم‌مقام دبیرکل حزب رستاخیز، درباره ایران‌دوستی

RT Reza Pahlavi Communications: شاهزاده رضا پهلوی: «از تمام ظرفیت تاثیرگذاری خود در راه انقلاب شی...

RT Reza Pahlavi Communications
شاهزاده رضا پهلوی: «از تمام ظرفیت تاثیرگذاری خود در راه انقلاب شیر و خورشید استفاده کنید.»

بخشی دیگر از نشست آنلاین با شماری از فعالان و چهره‌های رسانه‌ای و هنری، ۱ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵

RT @manototv: قدرت‌های بزرگ همیشه با زبان ارزش‌ها حرف می‌زنند، آزادی، ثبات، امنیت، حقوق ...

RT @manototv: قدرت‌های بزرگ همیشه با زبان ارزش‌ها حرف می‌زنند، آزادی، ثبات، امنیت، حقوق بشر و دموکراسی. اما پشت بیشتر تصمیم‌های بزرگ، یک پر…

RT منوتو: قدرت‌های بزرگ همیشه با زبان ارزش‌ها حرف می‌زنند، آزادی، ثبات، امنیت، حقوق...

RT منوتو
قدرت‌های بزرگ همیشه با زبان ارزش‌ها حرف می‌زنند، آزادی، ثبات، امنیت، حقوق بشر و دموکراسی. اما پشت بیشتر تصمیم‌های بزرگ، یک پرسش ساده قرار دارد، این تصمیم چه منفعتی برای آن‌ها دارد؟

این به معنای آن نیست که هر قدرت بزرگی شرور است. معنایش این است که سیاست بین‌الملل خیریه نیست. دولت‌ها معمولا از سر مهربانی عمل نمی‌کنند، آن‌ها زمانی اقدام می‌کنند که منفعتی برای خود ببینند.

به گفته لرد پالمرستون، وزیر خارجه وقت بریتانیا، «ما متحدان ابدی نداریم و دشمنان همیشگی هم نداریم. منافع ما ابدی و همیشگی‌اند و وظیفه ماست که از همان منافع پیروی کنیم.»

وقتی آمریکا از آزادی حرف می‌زند، همزمان به پایگاه‌های نظامی، مسیرهای انرژی، نفوذ منطقه‌ای، بازارها و رقابت با چین و روسیه هم فکر می‌کند. این توطئه نیست، این راهبرد است.

وقتی روسیه از «امنیت» حرف می‌زند، اغلب درباره نفوذ، مناطق حائل، عمق راهبردی و ترس از از دست دادن قدرت سخن می‌گوید. زبان، زبان امنیت است، اما منطق، منطق قدرت است.

وقتی چین از «عدم مداخله» و «حاکمیت ملی» حرف می‌زند، فقط از اصول دیپلماتیک دفاع نمی‌کند. چین همزمان از منافع خودش محافظت می‌کند، از تایوان تا مسیرهای تجاری و نفوذ جهانی.

اروپا زیاد از حقوق بشر و نظم مبتنی بر قواعد سخن می‌گوید. اما وقتی انرژی، مهاجرت، تجارت و امنیت در میان باشد، تصمیم‌هایش بسیار محتاطانه‌تر می‌شود. ارزش‌ها مهم‌اند، اما دولت‌ها هزینه را محاسبه می‌کنند.

خطر واقعی وقتی آغاز می‌شود که کشورها باور کنند قدرت‌های بزرگ از سر وظیفه اخلاقی آن‌ها را نجات خواهند داد. تاریخ واقعیت سردتری را نشان می‌دهد، قدرت‌های بزرگ زمانی مداخله می‌کنند که منافعشان با ارزش‌هایشان هم‌پوشانی پیدا کند.

برای ایران، درس ساده است. نباید درباره وعده‌های خارجی ساده‌لوح بود. نباید منافع خارجی را نادیده گرفت. و نباید همدلی را با راهبرد اشتباه گرفت.

توییت ۸۰ روز پیش 👇

توییت ۸۰ روز پیش 👇


kooshiar: همونقد که امام زمانو دیدین مجتبی را هم خواهید دید.

RT Kayvan Abbassi: America has its deal, if it holds. Now Iranians must return to ours — the unfinished fight for our own freedom. Let this be the la...

RT Kayvan Abbassi
America has its deal, if it holds. Now Iranians must return to ours — the unfinished fight for our own freedom. Let this be the last time we let foreign powers slow the momentum of a nation determined to be free.
"Freedom is never granted; it is won." — A. Philip Randolph

RT منوتو: پس از گذشت ۹۰ روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، آکسیوس گزا...

RT منوتو
پس از گذشت ۹۰ روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، آکسیوس گزارش داد تهران و واشینگتن بر سر تفاهمی ۶۰ روزه برای تمدید آتش‌بس و آغاز مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران به توافق رسیده‌اند؛ توافقی که هنوز تأیید نهایی دونالد ترامپ را دریافت نکرده است.

اما مسئله فقط آینده برنامه هسته‌ای ایران نیست. پرسش اصلی این است که کدام مسیر، همزمان می‌تواند جمهوری اسلامی را ضعیف‌تر و مردم ایران را قوی‌تر کند.

توافقی محدود شاید بتواند تنش‌ها را کاهش دهد و خطر درگیری مستقیم را عقب براند، اما در عین حال ممکن است فرصتی دوباره برای بقای جمهوری اسلامی بدون هیچ تغییر سیاسی واقعی فراهم کند؛ الگویی که طی دهه‌های گذشته بارها تکرار شده است.

از سوی دیگر، حمله نظامی شاید بتواند بخشی از توان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی را تضعیف کند، اما به‌تنهایی قادر به ساختن آینده سیاسی ایران نیست. ارتش خارجی می‌تواند زیرساخت‌های نظامی را هدف قرار دهد، اما نمی‌تواند مشروعیت سیاسی، اعتماد عمومی یا رهبری ملی برای مردم ایران ایجاد کند.

ادامه فشار اقتصادی و تحریم‌ها نیز، اگر بدون چشم‌انداز سیاسی روشن ادامه پیدا کند، ممکن است بیش از آنکه حکومت را فرسوده کند، زندگی روزمره مردم ایران را تحت فشار قرار دهد؛ مردمی که سال‌هاست هزینه تقابل جمهوری اسلامی با جهان را می‌پردازند.

شاید در نهایت، هدف اصلی واشینگتن نه تغییر بنیادین در ایران، بلکه صرفاً «مدیریت بحران» باشد: مهار جمهوری اسلامی، کنترل تنش‌های منطقه‌ای و جلوگیری از جنگی بزرگ‌تر در خاورمیانه. این شاید برای آمریکا یک موفقیت راهبردی محسوب شود، اما به هیچ وجه مطالبه مردم ایران نیست.

در نهایت، هیچ توافق خارجی، هیچ حمله نظامی و هیچ فشار بین‌المللی نمی‌تواند جای اراده یک ملت را بگیرد. آینده سیاسی ایران، بیش از هر چیز، به تصمیم و خواست مردم ایران گره خورده است.

RT منوتو: شاهزاده رضا پهلوی درباره تیشرت‌های ساواک چه گفت؟ هشداری درباره حاشیه‌ساز...

RT منوتو
شاهزاده رضا پهلوی درباره تیشرت‌های ساواک چه گفت؟
هشداری درباره حاشیه‌سازی، جنگ روایت‌ها و گم شدن هدف اصلی.

شاهزاده رضا پهلوی در سخنانی که دفتر رسانه‌ای او منتشر کرد، گفت واقعاً نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها این لباس‌ها را می‌پوشند. اشاره او به تیشرت‌های سیاه و نمادهایی مانند آرم ساواک بود.

شاهزاده وارد قضاوت تاریخی درباره ساواک نشد. نه گفت درست بود، نه گفت غلط بود. حرف اصلی او چیز دیگری بود، نباید به مخالفان بهانه داد تا اصل مبارزه را منحرف کنند.

در هفته‌های اخیر، تصاویر تجمع‌هایی در آلمان، دانمارک و بریتانیا منتشر شد. افرادی با لباس‌های یک‌شکل، آرم ساواک، و نمادهایی مثل گارد جاویدان.

در یکی از تجمع‌ها، ده‌ها نفر با به تن کردن تی شرکت‌های با آرم ساواک، در خیابان بودند. در این تجمع، بیانیه‌ای با عنوان گروه مردمی ساواک خوانده شد.

در این بیانیه، از احیای ساواک برای مقابله با عوامل جمهوری اسلامی و «نفوذی‌ها» صحبت شد. همین تصاویر، به‌سرعت وارد رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شد. بخش بزرگی از پوشش رسانه‌ای، دیگر درباره جمهوری اسلامی نبود. بحث ناگهان رفت سمت «فاشیسم»، «اقتدارگرایی» و بازگشت به گذشته.

منتقدان تلاش کردند کل جریان پادشاهی‌خواهی را با همین تصاویر تعریف کنند. دقیقاً همین‌جا بود که هشدار شاهزاده مطرح شد.

شاهزاده گفت بعضی رفتارها، حتی اگر از روی احساسات باشد، می‌تواند کل مبارزه را وارد یک دام تبلیغاتی کند.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی و نیروهای انقلابی ۵۷، ساواک را نماد «سرکوب» معرفی کردند. اما در سال‌های اخیر، با انتشار اسناد، روایت‌های تازه، و بازخوانی تاریخی، نگاه بخشی از جامعه تغییر کرد.

پخش مستند پنج‌قسمتی پرویز ثابتی از تلویزیون منوتو، برای بسیاری از نسل جوان، اولین مواجهه متفاوت با روایت ساواک بود. مستندی که بخشی از روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی و انقلابیون ۵۷ را زیر سؤال برد.

شاهزاده نگفت درباره تاریخ حرف نزنید. حرفش این بود که امروز، نباید اجازه داد کل بحث مبارزه برای آینده ایران، درگیر جنگ‌های نمادین و حاشیه‌ای شود.

در فضای امروز، گاهی یک تصویر، بیشتر از صد سخنرانی اثر دارد. یک تیشرت، می‌تواند تمام تمرکز رسانه‌ها را از جمهوری اسلامی به اختلافات داخلی مخالفان منتقل کند.

شاهزاده رضا پهلوی گفت اگر قرار است نمادی برجسته شود، آن نماد باید پرچم ملی ایران و شیر و خورشید باشد. نمادی برای وحدت، نه شکاف.

از نگاه شاهزاده، تمرکز اصلی باید روی آینده ایران باشد. روی انقلابی ملی، فراگیر و متحدکننده؛ نه روی نمادهایی که جامعه را قطبی‌تر می‌کنند.

حرف اصلی شاهزاده، درباره «انضباط سیاسی» بود. اینکه هر حرکت، هر شعار و هر تصویر، می‌تواند به کل جریان سیاسی آسیب بزند یا کمک کند.

پیام شاهزاده روشن بود. اگر رفتاری باعث شود تمرکز از جمهوری اسلامی برداشته شود، آن رفتار به مبارزه کمک نمی‌کند. حتی اگر نیتش حمایت باشد.

شاهزاده میان دو چیز تفاوت گذاشت، وفاداری به ایران، پرچم ملی و آینده کشور یا درگیر شدن در جنجال‌هایی که به دشمنان خوراک حمله می‌دهد.

از نگاه شاهزاده، نماد امروز باید شیر و خورشید، پرچم ملی، و تمرکز بر آینده ایران باشد. نه چیزهاییکه حاشیه می سازند، و باعث گم کردن هدف اصلی می‌شوند.