RT منوتو
در اوج اعتراضات دیماه سال ۱۴۰۴، دونالد ترامپ مستقیم مردم ایران را خطاب قرار داد: «به اعتراض ادامه دهید… کمک در راه است.» برای بسیاری از ایرانیان، این حرف فقط پیام سیاسی نبود؛ نوعی وعده بود.
بخشی از اپوزیسیون ایران تصور کرد آمریکا اینبار عقبنشینی نمیکند، حکومت منزویتر میشود و شاید غرب بالاخره در کنار مردم ایران بایستد. ترامپ هم بارها از «پس گرفتن کشور» صحبت کرد.
اما تنها چند هفته بعد، همان دولت دوباره وارد مذاکره شد. گفتوگو بر سر رفع تحریمها، تنگه هرمز برنامه هستهای و توافق جدید با جمهوری اسلامی. دوباره «ثبات منطقه و جهان» مهمتر از «تغییر در ایران» شد.
شاید مشکل فقط ترامپ نبود. واقعیت این است که قدرتهای بزرگ معمولا بر اساس منافع، امنیت، اقتصاد و موازنه قدرت تصمیم میگیرند، نه احساسات و شعارها.
آمریکا اغلب با زبان حقوق بشر صحبت میکند، اما معمولا با منطق منافع ملی تصمیم میگیرد. از عراق تا افغانستان، از لیبی تا ایران، آزادی مردم هیچگاه پروژه اصلی واشنگتن نبوده است. حقوق بشر اغلب بخشی از روایت و رتوریک بوده نه هدف نهایی.
آیا ترامپ به مردم ایران پشت کرد؟ یا اینکه بسیاری از ایرانیان، برای سیاست آمریکا معنایی قائل شدند که هرگز وجود نداشت؟ بهنظر میرسد پاسخ واقعبینانه این است که هرگز وجود نداشت.
هیچ قدرت خارجی، آزادی ایران را پروژه اصلی خودش نمیداند.